تمام دیشب تب و لرز داشتم ... صبح دیدم توانش رو ندارم ... موندم خونه
البته الان بهترم...
به مدیرمون صبح پیام دادم حالم خوب نیست نمیام .. دریغ از یه جواب که باشه بمون استراحت کن ...
شعور و شخصیت هم نداره...
خب ....
امروز رو چیکار کنیم تو خونه ...؟؟؟
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی
بعد یادم اومد من دو ماهه تی وی نگاه نکردم ...
فردا رو نمیدونم برم شرکت یا نه ...
از طرفی سرماخوردگی باید دوره اش بگذره منم که اعتقادی به دکتر رفتن ندارم ... خونه موندم هم حوصله میخواد
پس تصمیم این شد فردا میرم...
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی
دلم برای صدای خودم تنگ شده بود
یه هفته اس صدام در نمیاد ... امروز یکم بهتر شدم ..
تمام مدت مقاومت کردم که دکتر نرم و اعتقاد داشتم خودش خوب میشه ...
نتیجه ای نگرفت
در نهایت دیروز رفتم دکتر و با دو تا امپول و کلی دارو برگشتم ...
و فکر میکنم این نسخه ها که میگن باید بذاریم مریضی خودش خوب بشه چرته...
چون من یه هفته اس دارم عذاب میکشم ... از دیروز که رفتم دکتر بهتر شدم
پس خواهشا مثل من بلا سر خودتون نیارید ...
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی
امروز روز دومی بود که گرفتم قبل افطار سردرد داشتم الان هم حس میکنم چشمام داره میزنه بیرون از درد ...
توانش رو ندارم واقعا اذیتم
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی
یک درصد از حرف هایی که به امید همکارم رو زدم خودم باور ندارم ...
روزی نیست که تعطیل باشه و من از تنهایی دغ نکنم
اگر چه خوشحالم دیگه مهدی ای نیست که اذیتم کنه ... ولی تنهایی هم بد دردیه ...
امید میگفت طاقت تنهایی رو ندارم دیونه ام میکنه برای همین نمیتونست از دوست دخترش جدا بشه ...
این درد خیلی از ماهاست
منم تا وقتی با مهدی بودم اذیت میشدم ولی طاقت تنهایی رو نداشتم ... بعدش هم که قیدش رو زدم و تنها شدن رو انتخاب کردم دچار درد تنهایی شدم
بد دردیه ...
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی
چه ارزوهایی دارید ؟
و برای رسیدن به ارزوهاتون چیکار میکنید ؟
شده دچار ناامیدی بشید؟
برچسب:
نویسنده: الینا زارعی